زمان جنگ معنی انگلیسی wartime واژههای انگلیسی با این معنی declare martial اعلان حالت زمان جنگ، اعلان حکومت نظامي phantom order قرارداد توليد وسايل نظامي در زمان جنگ، قرارداد تبديل کارخانه هاي شخصي به، کارخانجات نظامي conscription of wealth مصادره اموال در زمان جنگ به وسيله دولت stalag بازداشتگاه افسران و درجه داران زمان جنگ، درالمان. home front عمليات غير نظاميان وشخصي ها در زمان جنگ. wartime دوران جنگ، زمان جنگ، وابسته به زمان جنگ peacetime دوران صلح، زمان فراغت از جنگ، وابسته به زمان صلح prize of war کشتيها يا کالاهاي به غنيمت گرفته شده در، بندر يا دريا در زمان جنگ