زمزمه معنی انگلیسی murmur sough whisper واژههای انگلیسی با این معنی hum زمزمه کردن، وزوزکردن، صداکردن croon ناله، زمزمه، ناله کردن asperges مراسم آب پاشي بر محراب و بر کشيشان و، نيايشگران پيش از مراسم عشاي رباني .، سرودي که طي اين مراسم زمزمه ميشود. murmur غر غر، لندلند، مور مور music موسيقي، موزيک فن، نغمه پردازي