زنا معنی انگلیسی adultery fornication infidelity واژههای انگلیسی با این معنی adulteries زنا، زناي محصن يا محصنه، بيوفايي adultery زنا، زناي محصن يا محصنه، بيوفايي wencher زنا کار، دخترباز. avowtry زنا کردن incest زنا با خويشان نزديک، زنا با محارم fornication جنده بازي، زنا، بت پرستي fornicate جنده بازي کردن، زنا کردن adulterously زناکارانه، از راه زنا incestuous مرتکب زنابا محارم، ناشي از زنا کاري با محارم adulterous زناکار، زنايي، مربوط به زنا judicial separaion جدايي زن و شوهر از نظر حقوقي، در اين حالت زن و شوهر از هر جهت مجرد، محسوب مي شوند ولي حق ازدواج مجدد را adulterine زنازاده، حرامزاده، تقلبي