زنجیر کردن معنی انگلیسی chain enchain واژههای انگلیسی با این معنی shorten-in cable کوتاه کردن زنجير unshackle از زنجير ازاد کردن، ازقيد و بندازادکردن.، رهانيدن unchain از زنجير و بندرها کردن. heave short کوتاه کردن زنجير (دريايي) chain sweep مين جمع کردن با استفاده از زنجير، مين جمع کني با زنجير tracklaying شني گذاري کردن، زنجير گذاري کردن خودرو شني دار band بند و زنجير، تسمه يا بند مخصوص محکم کردن، نوار cable طناب کلفت، طناب سيمي، زنجير لنگر rouse out بيدار کردن افراد، بالا دادن زنجير لنگر