زود گذر معنی انگلیسی fugitive momentary passing temporal transitory واژههای انگلیسی با این معنی momentary آني، زود گذر، کم دوام sweepy چيزي که جارو ميکند، زود گذر، سريع. short lived کم عمر، زود گذر، بيدوام glancing اجمالي، زود گذر.