دیکشنری فارسی

glancing

US'glænsıŋ

معنی فارسی

اجمالي زود گذر.

معنی کامل و مثال‌ها

/-iŋ/adj.

● (در مورد شمشیر و گلوله و غیره) به طور غیرعمود به چیزی خوردن و کمانه کردن یا منحرف شدن، وابسته به اصابت به چیزی و منحرف شدن

a glancing sword-blow to his shoulder

ضربه‌ی شمشیر که به شانه‌اش خورد و منحرف شد

واژه‌های دیگر با معنی «اجمالي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن