glancing
US'glænsıŋ
معنی فارسی
اجمالي زود گذر.
معنی کامل و مثالها
/-iŋ/adj.
● (در مورد شمشیر و گلوله و غیره) به طور غیرعمود به چیزی خوردن و کمانه کردن یا منحرف شدن، وابسته به اصابت به چیزی و منحرف شدن
a glancing sword-blow to his shoulder
ضربهی شمشیر که به شانهاش خورد و منحرف شد