زیاده رو معنی انگلیسی fanatic immoderate indulgent واژههای انگلیسی با این معنی intemperate زياده رو، بي اعتدال، افراط کار infrugal زياده رو، ناصرفه جو، ناساده distemperate کجخلق، زياده رو، افراط کار. gonzo عجيب و غريب، افسار گسيخته، زياده رو excessive زياد، بيش ازحدمعمول، ازحدبيرون backslapper آدمي که براي تشويق دست به شانه و پشت، ديگران ميزند، زياده نما