زیر آب
معنی انگلیسی
drainer sunken
واژههای انگلیسی با این معنی
- aquanaut زير آب پيما، رجوع شود به skin diving
- tube outlet لوله زير آب
- submersed زير آب روينده
- table water سفره آب زير زميني
- air-to-underwater missile موشک هوا به زير آب
- deep tank مخازن آب و سوخت زير ناو، مخازن پايين ناو
- bottom time مدت ماندن غواص در زير آب
- underbody قسمت بدنه قايق در زير آب
- expanding cement سيماني که زير آب سفت ميشود، سيمان قابل انبساط
- hydraulic cement سيماني که زير آب سفت ميشود
- scuba وسيله ماندن غواص در زير آب
- hydravlic cement سمنتي که در زير آب سفت ميشود
- caisson foundation پي سازي با هواي فشرده (زير آب)
- scuba dive فرورفتن غواص به زير آب با وسايل
- hang off مکث کوتاه غواص در زير آب در صعود
- sinking line نخي براي فرو بردن زير آب (ماهيگيري)
- buddy breathing شرکت 2 نفر در يک کپسول هوا در زير آب
- weedless قلابي که به علفهاي زير آب گير نميکند
- shallow-water blackout بيهوشي غواص که نفس را زير آب حبس کرده
- get the axe ناپديد شدن موج سوار زير آب با شکستن موج
- bucktail نوعي حشره بعنوان طعمه ماهيگيري در زير آب
- live bag توري که ماهي را در زير آب زنده نگهميدارد
- sandhog کارگري که در زير آب يا زير زمين کار ميکند
- voidance water منجلاب، زير آب