زیر آب کردن معنی انگلیسی immerse submerge واژههای انگلیسی با این معنی submerge در آب فرو بردن، زير آب کردن، غوطه دادن submerse در آب فرو بردن، زير آب کردن، غوطه دادن penguin يکجور مرغ دريايي در نيم کره جنوبي که بالهاي، پره داري براي شنا کردن زير آب دارد splashboard گلگير، دريچه ي باز و بسته کردن مداخل آبريز يا زير آب M. مخفف کلمات زير است:، ميکروکوکوس، تيره اي از ميکربهاي خانواده ميکرو