زیر آبی معنی انگلیسی sub-aqua submarine submersible واژههای انگلیسی با این معنی subaqueous زير آبي turbine چرخ زير آبي، موتور آبگرد sluice dam سد با دريچه زير آبي underset جريان زير آبي اقيانوس، زير کشند اقيانوس needle bath شستشو در زير آبي که با دانه هاي خيلي ريز بر، تن ميريزد، دوش سوزني hydraulic lime engineering ملاط آبي، ملاطي که در زير آب سفت مي شود