زیگزاگ معنی انگلیسی zigzag واژههای انگلیسی با این معنی zigzag chock پيچک زيگزاگ zigzag connection اتصال زيگزاگ zigzag spiral filament فيلامان زيگزاگ double staggered column ستون دو خطه زيگزاگ، ستون راهپيمايي دوبله zigzag leakage flux شار پراکنده زيگزاگ constant helm plan نقشه زيگزاگ (دريايي) zag گوشه، زاويه، کنج