دیکشنری فارسی

zag

USzæg

معنی فارسی

گوشه ، زاويه ، کنج

انحراف تند، کجروي، پيچش

زيگزاگ کردن، با ايجاد زاويه حرکت کردن

معنی کامل و مثال‌ها

/zag/n., vi.

(در طرح‌های زیگزاگ) گوشه، زاویه، کنج

انحراف تند، کجروی، پیچش

زیگزاگ کردن، با ایجاد زاویه حرکت کردن

ریشه و کاربرد

Verb

To change direction suddenly and unexpectedly.

ریشه

1960s: from zigzag.

مثال

  • He zagged to the left to avoid the obstacle.
  • The rabbit zagged across the field.
  • The car zagged to avoid hitting the pedestrian.

ترکیب‌های رایج

zag to the left zag to the right zag across zag past

واژه‌های دیگر با معنی «گوشه»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن