سائل معنی انگلیسی beggar friar pauper واژههای انگلیسی با این معنی liquidambar عنبر سائل امريکايي .، انگم خوشبوي اين گياه panhandler گدا، سائل mendiant گدا، درويش، دربدر witch hazel نارون کوهي، گورجين اغاجي، همامليس انجيلي asker پرسنده، سوال کننده، خواهنده