ساعتی
معنی انگلیسی
hourly time
واژههای انگلیسی با این معنی
- hourly ساعتي، ساعت به ساعت
- watch pocket جيب ساعتي، جا ساعتي که به رختخواب آويزان کنند
- time lock قفل ساعتي، گاه قفل.
- automatic time switch کليد ساعتي
- time switch کليد ساعتي
- hour angle زاويه ساعتي، زاويه ساعتي خورشيد
- hour circle دايره ساعتي
- some two hours يک دو ساعتي
- wage compution day دستمزد ساعتي
- sidereal hour angle زاويه ساعتي نجومي
- time zone منطقه ساعتي جهاني
- fresh breeze بادي که ساعتي 32 کيلومتر بوزد
- fresh gale بادي که ساعتي 48 کيلومتر بوزد
- clock method روش شمارش هدفها به طريقه ساعتي، روش شمارش در جهت عقربه ساعت
- greenwich hour angle زاويه ساعتي بين نصف النهار سماوي، گرينويچ و نصف النهار محل
- fob جيب ساعتي (که پيشتردرکمربندميگذاشتند)، گول زدن، درجيب گذاشتن
- time clock ساعتي که زمان ورود وخروج کارمندان را ثبت، ميکند، گاه ساعت.
- horary وابسته به ساعت، ساعتي، هر ساعت يکبار
- circadian شبانه روزي، 24 ساعتي
- timecard کارت زمان نما، کارت ساعتي
- equinoctial colure دايره اعتدال، دايره ساعتي مرجع
- zone time وقت يا ساعت منطقه اي، سيستم ساعت 24 ساعتي جهاني
- schedule of fires برنامه آتشها، برنامه ساعتي آتشها (توپخانه)
- chronograph الت سنجش وقت، ساعتي که راه انداختن وخواباندن ان اختياري، است