سبو معنی انگلیسی crock cruse jug urn واژههای انگلیسی با این معنی pitcher سبو، بستو، کوزه stoup تنگ، سبو، صراحي pitcherful انچه دريک سبوجابگيرد، يک سبو jar بلوني، کوزه دهن گشاد، سبو amphora کوزه ي ته باريک، آمفورا، سبو pot ديک، ديگچه، ديزي