ستمگری معنی انگلیسی barbarism despotism iniquity oppression tyranny واژههای انگلیسی با این معنی tyrannize ستمگري کردن، ظالمانه حکومت کردن tyrannies حکومت ستمگرانه يا مستبدانه، ستمگري، ظلم tyranny حکومت ستمگرانه يا مستبدانه، ستمگري، ظلم enormities شرارت زياد، ستمگري، شناعت enormity شرارت زياد، ستمگري، شناعت ferocity درنده خويي، ستمگري، وحشي گري atrociousness بيرحمي، ستمگري inhumanities نامردي، وحشي گري، ستمگري inhumanity نامردي، وحشي گري، ستمگري inhumanly وحشيانه، ستمگرانه، ازروي ستمگري يا وحشي گري