دیکشنری فارسی

ferocity

UKfərɔsitiː USfə'rɔsətı

معنی فارسی

درنده خويي ستمگري وحشي گري

معنی کامل و مثال‌ها

/fǝ räs´ǝ tē/n., pl.

درنده خویی، سبعیت، ددمنشی، وحشی‌گری، درندگی

a tiger's ferocity

درنده خویی پلنگ

شدت، بدی زیاد، حدت

the storm's ferocity

شدت توفان

مترادف‌ها

noun
1. Savageness, fierceness, ferociousness, wildness, rapacity.
2. Barbarity, cruelty, inhumanity.

واژه‌های دیگر با معنی «درنده خويي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن