دیکشنری فارسی

ferociously

UKfərousiəzliː USfə'rəuʃıslı

معنی فارسی

وحشيانه ازروي درنده خويي ستمگرانه

تعریف انگلیسی

adverb
  1. in a physically fierce manner “silence broken by dogs barking ferociously” “they fought fiercely” “Derived from adjective: fierce (for: fiercely), ferocious”

واژه‌های دیگر با معنی «وحشيانه»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن