سخت معامله معنی انگلیسی difficult واژههای انگلیسی با این معنی hedgehoggy ناسازگار، سخت معامله difficile سختگير، بدقلق، سخت معامله impracticable غير عملي، اجرا نشدني، اجرا ناپذير unserviceable غير عملي، اجرا نشدني، اجرا ناپذير