hedgehoggy معنی فارسی ناسازگار سخت معامله واژههای دیگر با معنی «ناسازگار» insalubrious ناسازگار، بد براي تندرستي، صحت خراب کن maladjusted ناسازگار، بي توافق، دژسازگار incompatible ناسازگار، ناموافق، منافي maladapted ناسازگار unadjusted ناسازگار conflicting بهم ناسازگار، مغاير، مخالف conflictive بهم ناسازگار، مغاير، مخالف incongruously بطور ناجوريا ناسازگار، بي ي نکه با هم جور باشديا تطبيق نمايد irreconcilable وفق ناپذير، ناسازگار، جوورنشدني repugnant مخالف، ناسازگار، مغاير