insalubrious
UKinsəluːbriəs
معنی فارسی
ناسازگار ، بد براي تندرستي ، صحت خراب کن ،
بد اب و هوا
معنی کامل و مثالها
/in´sǝ lōō´brē ǝs/adj.
● (آنچه که تندرستی نمیآورد) ناسازگار، تندرستی بر، ناسالم
مترادفها
adjective
Unhealthy, unwholesome, unhealthful, noxious, unfavorable to health.