سد راه
معنی انگلیسی
bar hindrance
واژههای انگلیسی با این معنی
- kneeing خطاي سد کردن راه حريف با زانو
- barrier forces نيروهاي مامور سد کردن راه دشمن، نيروهاي حفاظت از موانع
- area blocking سد راه کردن رقيب در منطقه معين، (فوتبال آمريکايي)
- hip check سد کردن راه حريف با کمر و باسن
- cutoff block سد کردن راه مدافع به وسيله مهاجم
- chicken-fight سد کردن پي در پي راه مدافع (فوتبال، آمريکايي)
- leg before wicket حرکت غيرمجاز توپزن در سد کردن راه توپ، با پا يا بدن (کريکت)
- hook-check سد کردن راه چوب حريف از عقب (هاکي روي، يخ)
- indian check سد کردن راه حريف با بالا بردن چوب بالاي، سر او براي ضربه زدن به چوب او (لاکراس)
- angle block سد راه شدن از کنار براي منحرف کردن حريف، (فوتبال آمريکايي)
- power block سد کرپدن راه مدافع بوسيله مهاجم با راندن، او به عقب با بکنار (فوتبال آمريکايي)
- unbar رهگشايي کردن، سد راه را بر طرف کردن، چفت در را باز کردن
- obstacle گير، مانع، رداع
- barrier راه بند، سد، حصار
- gate دروازه، درحياط، راه
- road block سد جاده، راه بند، مانع روي جاده
- abat سد درخت، راه بند درختي