سراسیمه کردن معنی انگلیسی agitate flurry overwhelm واژههای انگلیسی با این معنی flitter لرزاندن، دراهتزازاوردن، مضطرب ساختن embrangle باهم آميختن، سراسيمه شدن، باهم اشتباه کردن