سرخوش معنی انگلیسی ebullient ecstatic euphoric jocund lighthearted perky واژههای انگلیسی با این معنی half-seas-over نيم مست، سرخوش، نيمه راه رسيده دردريا screwed مست، سرخوش euphoriant به سهش انگيز، سرخوش ساز، وجدآور inebriate مست کردن، سرخوش کردن، کيف دادن crank دسته محور، بازوياپيچ اتوموبيل، پيچ درسخن jollify عيش کردن، مستي، کردن glorious مجلل، بزرگ، جليل randan خوشي، نشاط، مستي fresh تازه، خنک، شيرين mellow رسيده، نرم، پرآب