سردر معنی انگلیسی transom واژههای انگلیسی با این معنی frontispiece سردر، ارايش سردر، تصويردرنخستين صفحه کتاب breastsummer تبر سردر، حمال furnace breast سردر کوره overdoor آرايش چوبي سردر acroterium يکي از زواياي رئوس مثلثي شکل سردر عمارت. lintel تير، سردر، سنگ بالاي در propylaeum در بزرگ، سردر facade نما، سردر portal در، دروازه، سردر low browed کوته جبين، پايين افتاده، داراي سردر کوتاه template الگو، نمونه، اندازه templet الگو، نمونه، اندازه frontal جلوي، وابسته به پيشاني، استخوان پيشاني