سرم معنی انگلیسی serum واژههای انگلیسی با این معنی serologist سرم شناس، ويژه گر سرم شناسي. wassermann reaction (سرم شناسي)، ازمايش سرم خون براي تشخيص وجود ميکروب، سيفيليس در بدن. antiserum سرم حاوي پادتن. seropurulent مرکب از سرم وچرک، داراي خونابه وچرک. serologic مربوط به سرم شناسي. scopolamine اسکوپولامين يا سرم حقيقت، آلکالوئيد تلخ مزه اي که از بعضي نباتات، تيره بادنجاني گرفته مي شود و در مراکز serology خونابه شناسي، سرم شناسي. shucks واي !، خاک بر سرم! STA = serum thrombotic accelerator، تسريع کننده سرم ترمبوتيک. pseudo-pseudohypoparathyroldism حالتي است شبيه کم کاري کاذب پاراتيروئيد ولي ميزان، کلسيم و فسفر سرم خون طبيعي است. serum اب خون، خونابه، سرم sol. = solution، محلول، -1 فرآورده مايعي از يک يا چند ماده شيميائي