سرمایه گذاری
معنی انگلیسی
annuity capitalization investment
واژههای انگلیسی با این معنی
- investment سرمايه گذاري، بکار انداختن سرمايه، محاصره
- national investment سرمايه گذاري ملي
- rate of investment نرخ سرمايه گذاري
- residential investments سرمايه گذاري مسکن، سرمايه گذاري به شکل خانه هاي مسکوني
- capital investment سرمايه گذاري ثابت
- capital outlay ارزش سرمايه گذاري
- financial investment سرمايه گذاري مالي
- fixed investment سرمايه گذاري ثابت
- investment function تابع سرمايه گذاري
- investment mulliplier ضريب سرمايه گذاري
- net investment سرمايه گذاري خالص
- opportunity to invest فرصت سرمايه گذاري
- reinvestment سرمايه گذاري مجدد
- desired investment سرمايه گذاري مطلوب، سرمايه گذاري مورد نظر
- joint venture سرمايه گذاري مشترک، تجارت مشترک
- actual investment سرمايه گذاري واقعي
- autonomous investment سرمايه گذاري مستقل
- foreign investment سرمايه گذاري خارجي
- industrial investment سرمايه گذاري صنعتي
- investment cost هزينه سرمايه گذاري
- primary investment سرمايه گذاري اوليه
- real investment سرمايه گذاري واقعي
- capital program برنامه سرمايه گذاري، برنامه توليد سرمايه
- gross investment سرمايه گذاري ناخالص