سرپایی معنی انگلیسی flying واژههای انگلیسی با این معنی panton کفش سرپايي، کفش دم پايي babooch کفش سرپايي، نعلين baboosh کفش سرپايي، نعلين babouche کفش سرپايي، پاپوش slipper کفش سرپايي walking patient مريض سرپايي outpatient بيمار سرپايي flying پرنده، پروازکننده، پردار snack سهم، بخش، خوراک مختصر