سرپهن معنی انگلیسی pointless واژههای انگلیسی با این معنی brachycephalic سرپهن hobnail ميخ سرپهن، ميخ نعل hob nail ميخ سرپهن eye-bar تسمه سرپهن porkpie کلاه سرپهن wadcutter فشنگ سرپهن broadax تيشه سرپهن. broadaxe تيشه سرپهن. tack ميخ سرپهن کوچک، کوک، شراع بندجهت سير کشي cyme آرايش خوشه اي سرپهن cinker ميخ سرپهن کفش کوهنوردي Flathead سرخ پوست امريکاي شمالي، ماهي سرپهن. hob سنبه قالب، حقه، شوخي فريب اميز