سفارتخانه معنی انگلیسی embassy legation واژههای انگلیسی با این معنی councillor of embassy مستشار سفارتخانه councillor of legation مستشار سفارتخانه legation سفارت، سفارتخانه، نمايندگي titular charge daffaires متصدي شغل سياسي، کاردار سفارتخانه در حالي که اختيارات، خاص داشته باشد demarche اقدام سياسي، عمل سياسي، اقدامي است که دولتي در مورد مسئله خاصي