سفال معنی انگلیسی ceramic earthenware terra cotta tile واژههای انگلیسی با این معنی potsherd سفال، خرف ريزه، کوزه شکسته shard سفال، حزف ريزه، کوزه شکسته sherd سفال، حزف ريزه، کوزه شکسته ganister سفال roof line سفال hollow tile آجر سفال، آجر مجوف ceramist سفال ساز، کوزه گر delftware سفال دلفت، سفالينه ي سپيد و آبي ceramics سفال سازي، کوزه گري delf سفال لعابي delft سفال لعابي trough gutter tile سفال ناوداني vase painting نقاشي روي سفال overlapping tile سفال چيني نيمانيم ceramic وابسته به سفال سازي clayish مثل خاک رس يا سفال. interlocking tile آجر سفال روي شيرواني، (با لبه براي قفل و بست) agateware سفال ياظروف عقيق نما terrine ظرف سفال که در آن غذا پخته و خورده ميشود، غذاي پخته شده در اين نوع ظرف سفالي earthenware سفالينه، سفال، ظروف گلي pantile سوفال، سفال potter کوزه گر، سفال گر putterer کوزه گر، سفال گر gombroon گمبرون، سفال سفيد و نيمه فرانما