سماجت معنی انگلیسی assertiveness importunity insistence persistence pertinacity pushiness واژههای انگلیسی با این معنی importunity سماجت، پيله، اصرار زياد hang on سماجت ورزيدن، ادامه دادن، دوام داشتن importunate requests خواهش هاي سماجت اميز importune مصرانه خواستن، با سماجت خواستن، تصديع دادن flagitate مصرانه خواستن، باسماجت خواستن، سماجت کردن hang out محل اويختن چيزي (مثل رجه)، ميعادگاه، اويختن