سمی معنی انگلیسی noxious poison poisonous poisonously toxic virulent واژههای انگلیسی با این معنی antitoxic ضد سمي، ضد زهر، پاد زهر afterdamp گاز سمي، پسگاز toxic agent ماده سمي، عامل شيميايي سمي، گاز سمي locoweed گون سمي. poison gas گاز سمي. toxic substance ماده سمي inofficial غير ر سمي، رسما تائيد نشده toadstool قارچ سمي. flypaper کاغذ سمي مگس کش. poisonously بطور زهرداريا سمي cloud attack تک شيميايي با مواد سمي، تک با ابر شيميايي fer de lance يکنوع مار سمي يا افعي. krait مار سمي و خطرناک هندي. putrescine ماده سمي در گوشت فاسد. stapelia پادزهر سمي وبدبوي افريقا. water moccasin مار سمي ابزي جنوب امريکا. castor bean دانه سمي کرچک وخود اين گياه . gossypol رنگدانه سمي پنبه دانه .C30 H30 O tuberculotoxin مواد سمي که از باسيل کخ ترشح ميشود. xylene خا نواده اي ازهيدروکربنهاي سمي و قابل، اشتعال و معطر xylol خا نواده اي ازهيدروکربنهاي سمي و قابل، اشتعال و معطر chlorine کلورين جسم بسيط سمي که درنمک پيداميشود autointoxication مسموميت به خاطر مواد سمي توليد شده در خود، بدن، خود زهري superfund بودجه ي از ميان برداري انباشته هاي مواد سمي، کارخانه ها و غيره