سهمیه معنی انگلیسی allocation allotment allowance dole proportion quota ration واژههای انگلیسی با این معنی quota سهميه، سهم، بنيچه authorized allowance سهميه مجاز، حق، مزايا sale quota سهميه فروش ammunition credit سهميه مهمات، سهميه مهمات ذخيره quota sample نمونه سهميه export quotus سهميه صادرات quota agreement موافقت سهميه import quotas سهميه وارداتي، محدوديت کمي واردات appointment quota سهميه ماموريت، سهميه مشاغل import quota سهميه وارداتي authorized allowance supplies سهميه مجاز آماد، سهميه آماد مجاز quota system نظام سهميه بندي quota-share treaty قرار سهميه بندي table of allowance جدول سهميه مجاز circuit allocated use سهميه مدارهاي مجاز، مدار چانلهاي مجاز current operating allowance سهميه موجود عملياتي، سهميه عملياتي فعلي class b allotment کسورات سهميه قرضه حقوقي، کسورات سهام قرضه حقوقي reapportion دوباره سهميه يا حصه دادن، حوزه ي انتخاباتي را بزرگ يا کوچک کردن allotment serial number شماره سري سهميه واگذار شده class b1 allotment کسورات سهميه قرضه حقوقي سه ماهه bulk replacement storage سهميه کل جايگزيني در صحنه عمليات basic allowance شارژ انبار، سهميه اوليه، ضريب حقوقي target allocation واگذاري هدف، سهميه بندي هدف rationing system نظام جيره بندي، نظام سهميه بندي