سوداگری معنی انگلیسی bourgeoisie commerce merchant patronage trade traffic واژههای انگلیسی با این معنی trade سوداگري، بازرگاني، تجارت business prosperty رونق سوداگري، رونق کسب و کار commercially ازلحاظ سوداگري يابازرگاني، ازنظرتجارت universal provider سوداگري که در همه چيزيا درکالاهاي گوناگون، معامله مي کند overtrading خريد بيش از سرمايه، سوداگري بيش از نيازمندي بازار prohibitively بطور جلو گيري کننده، چنانکه بواسطه گزافي اجازه سوداگري راندهد commerce تجارت، بازرگاني، سوداگري business depression بحران کسب و کار، کسادي کار، کسادي سوداگري