سوز
معنی انگلیسی
teeth
واژههای انگلیسی با این معنی
- biting wind سوز، بادسرد
- afterburner پس سوز
- heat rash عرق سوز، عرق جوش، حرارت سوزان.
- heart-burninig سينه سوز، جان گذاز
- thurible بخور سوز، مجمر
- internal combustion درون سوز
- wildfire زيرآب سوز، ماده آتش گيري که يونانيان استانبول، ....وزيرآب ميسوخت
- gas furnace کوره گاز سوز
- gasoline brick بنزين خوش سوز، بنزين با اکتان بالا
- gasburner اجاق گاز سوز.
- slow-burning conductor سيم آهسته سوز
- gas olier شمعدان گاز سوز، لوستر گاز سوز.
- external-combustion engine موتور برون سوز
- gleed زغا ا برافروخته نيم سوز، اتش بي شعله
- augmented turbofan توربوفن مجهز به سيستم پس سوز
- common-flow afterburner توربوفن تقويت شده (داراي پس سوز) که، در آن جريانهاي مرکزي و محيطي بعد از، پس سوز با يکديگر ترکيب مي شوند
- flameproof ضد شعله، سوز، عايق شعله
- cauma تاب، سوز، گرما
- mordacious زننده، جگر سوز، گوشه دار
- heat-rash عرق جوش، عرق سوز
- bed of roses وضع راحت، اش دهن سوز
- cold rating خروجي ماکزيمم موتور جت بدون استفاده از، سيستم پس سوز
- gas-engine ماشين گاز، ماشين درون سوز
- petroleur کسيکه با استعمال نفت اتش سوزي راه مي اندازد، اتش افروزنفت سوز