سگک معنی انگلیسی clasp واژههای انگلیسی با این معنی buckle سگک، شيرقلاب، پيچاندن back grapevine throw سگک سر پا (کشتي) body scissors سگک از رو (کشتي) unbuckle باز کردن (کفش يا سگک) fermail قزن قفلي، سگک tach گيره، قلاب، سگک tache گيره، قلاب، سگک