سیراب کردن معنی انگلیسی assuage quench slake water واژههای انگلیسی با این معنی irrigate ابياري کردن 7 مشروب کردن، اب دادن (به)، سيراب کردن saturate اشباع کردن، سير کردن، سيراب کردن soddened اشباع کردن، سير کردن، سيراب کردن