شاخک
معنی انگلیسی
feeler horn tooth
واژههای انگلیسی با این معنی
- cornicle شاخک
- acerous بي شاخک، نوک تيز
- palpiferous شاخک بر
- corniculate شاخک دار، شاخ دار
- tentacle شاخک حساس، مو يا ريشه حساس
- longicorn دراز شاخک، سوسک دراز شاخک
- palp شاخک حساس، سبيل
- palpi شاخک حساس، سبيل
- palpus شاخک حساس، سبيل
- lamellicorn پ هن شاخک
- side contact شاخک لامپ
- top cap شاخک لامپ
- palpiform شاخک مانند، سبيل وار
- long horned grasshopper ملخ شاخک دراز
- trolley frog شاخک ترن برقي
- snagline mine مين با شاخک شناور، مين با شاخک غوطه ور
- inocular antennae شاخک هاي گوشه چشم
- switch horn سويچ مين شاخک دار
- antenna mine مين شاخک دار دريايي، مين مجاورتي آنتن دار
- intertentacular واقع در ميان شاخک هاي حشره
- antenna شاخک (در دستگاه بي سيم) موج گير
- antennal شاخک (در دستگاه بي سيم) موج گير
- clavicorn داراي شاخ يا شاخک هاي چماقي شکل.
- long horned beetle سوسک شاخک دراز خانواده .Cerambycidae