شانه خالی کردن معنی انگلیسی cop-out beat evade evasion finesse shirk repudiate واژههای انگلیسی با این معنی flinch شانه خالي کردن، خودراعقب کشيدن، خودراجمع کردن shirk شانه خالي کردن از، از زيز (کاري) در رفتن، روي گرداندن از bleneh پس رفتن، شانه خالي کردن escapade گريز، پشت پازني، لگدزني lie down استراحت کردن، استراحت کوتاه، تسامح کردن sidestep کنار کشيدن، به يک سو رفتن، کنار رفتن