شبه
معنی انگلیسی
oid _ quasi
واژههای انگلیسی با این معنی
- pseudopod شبه پا، پاي کاذب، تجسم واضح روح.
- pseudopodium شبه پا، پاي کاذب، تجسم واضح روح.
- penumbra شبه ظل، سايه و روشن
- pseudotuberculosis شبه سل، سل کاذب.
- pseudogene شبه ژن، دروزاد
- analogous pole شبه قطب
- near money شبه پول
- pseudo base شبه باز
- pseudo op شبه عمل
- pseudo operation شبه عمل
- pseudosalt شبه نمک
- quasi contract شبه عقد
- quasi intentional شبه عمد
- quasi money شبه پول
- quasi particle شبه ذره
- quasi-atom شبه اتم
- spheroid شبه کره
- spheroidal شبه کره
- tort شبه جرم
- alkaloid شبه قليا، قليامانند، شبه قليايي
- quasi predicate شبه مسند، فعل غيرمسندي
- quasi concave شبه مقعر، نيمه مقعر
- quasi convex شبه محدب، نيمه محدب
- rhomboidal شبه معين، لوزي وار