شبه جزیره معنی انگلیسی peninsula واژههای انگلیسی با این معنی chersonese شبه جزيره peninsula شبه جزيره peninsular شبه جزيره اي، شبه جزيره نشين peninsularity حالت شبه جزيره، تنگ نظري، تعصب peninsulate شبه جزيره کردن malay peninsula شبه جزيره مالاکا Indochina شبه جزيره ي هند و چين Jutland ژوتلاند:شبه جزيره دانمارک peloponnesian وابسته به شبه جزيره جنوبي يونان Darien خليج داريان، شبه جزيره ي داريان، شبه جزيره ي پاناما balkanize ناحيه اي را بقطعات ريز تقسيم کردن (مثل، کشورهاي شبه جزيره بالکان). northland سرزمين شمالي، بخش شمالي کشور، شبه جزيره ي اسکانديناوي yalta conference کنفرانس يالتا، کنفرانسي که به سال 1945 در يالتا واقع، در شبه جزيره کريمه با شرکت روزولت Malay وابسته به مالاکا، زبان مالي، وابسته به شبه جزيره ي ماله و مردم و فرهنگ آن Iberian ايبري :، اهل Iberia که نام پيشين شبه، جزيره ءاسپانياوپرتغالبوده