شبکه سازی معنی انگلیسی networking واژههای انگلیسی با این معنی grillwork شبکه سازي، پنجره مشبک سازي، سبد سازي. latticing شبکه سازي، شبکه reticulation شبکه (سازي) networking شبکه بندي، شبکه سازي latticework شبکه کاري، چيز مشبک، شبکه سازي. netting تور، شبکه، تور سيمي يا نخي PC CARD نام تجاري PCMCIA (مخفف Personal Computer، Memory Card International Association) که براي، کارتهاي افزودني مطابق با مشخصه PCMCIA به کار wooden lattice work شبکه کاري چوبي، گره سازي