شتاباندن معنی انگلیسی accelerate expedite hasten hurry precipitate quicken rough spur واژههای انگلیسی با این معنی accelerate شتاباندن، تسريع کردن، تند کردن rubato شتاباندن برخي نتها، کوتاه يا بلند کردن نتها، قطعه ي تعديل شده hasten شتابانيدن، شتاباندن، تسريع کردن