شربت
معنی انگلیسی
sherbet
واژههای انگلیسی با این معنی
- sherbet شربت
- sorbet شربت
- sirup (syrup) شربت، محلول غليظ قندي دارويي، شيره
- syrup شربت قند، آب قند، شيره قند
- mint julep شربت جلاب، شربت محرک يا مقوي.
- black liqour شربت سياه
- linctus شربت طبي.
- diacodion شربت خشخاش
- ipecacuanha wine شربت اپيکا
- orangeade شربت نارنج
- wine of ipecac شربت اپيکا
- limeade شربت ابليمو.
- love potion شربت سحر آميز، مهر دارو، شربت عشق آميز
- love philtre شربت عشق انگيز، مهر دارو، شربت سحر آميز
- philtre or ter شربت عشق انگيز، مهردارو، شربت سحراميز
- orgeat شربت بهار نارنج با شيره بادام
- lemon squash شربت آميخته ازآبليموو سوداواتر
- rosolio يکجور شربت الکلي يانوشابه نيرو بخش
- julep جلاب، شربت، شربت محرک
- cider باده ياشراب سيب، شربت سيب
- elixir اکسير، کيميا، شربت
- beverage اشاميدني، نوشابه، شربت
- pantries خوراک خانه، ابدارخانه، شربت خانه
- pantry خوراک خانه، ابدارخانه، شربت خانه