شرح زندگی معنی انگلیسی life واژههای انگلیسی با این معنی ontogenesis شرح زندگي، و رويش هستي ها، تاريخ رويش نطفه biographies شرح زندگي، تاريخچه زندگي، ترجمه احوال biography شرح زندگي، تاريخچه زندگي، ترجمه احوال biographic وابسته به شرح زندگي prose idyl شرح منظره يا رويدادي از زندگي به نثر idyl چکامه کوتاه، قصيده کوتاه، شرح منظره اي از زندگي روستايي idyllically چکامه کوتاه، قصيده کوتاه، شرح منظره اي از زندگي روستايي bio زندگينامه، زيستنامه، وابسته به زيستنامه يا شرح زندگي life جان، زندگي، حيات lifelessly جان، زندگي، حيات lifelessness جان، زندگي، حيات lives جان، زندگي، حيات