شرطبندی معنی انگلیسی gaming واژههای انگلیسی با این معنی book making شرطبندي turf accountant متصدي شرطبندي (اسبدواني) morning line امتياز شرطبندي پيش از مسابقه quinella شرطبندي روي برندگان اول و دوم winter book تعيين امتياز شرطبندي در زمستان براي، مسابقه فصل بعد handicap stake مسابقه اي که مبلغ شرطبندي از صاحبان، اسبهاست two thousands guineas مسابقه شرطبندي بين اسبهاي اصيل 3 ساله، انگليسي one-thousand guineas مسابقه شرطبندي ماديانهاي اصيل 3 ساله در، انگلستان starting fee مبلغي که صاحب اسب براي کسب اجازه شرکت، در مسابقه شرطبندي مي پردازد