شناور در آب معنی انگلیسی weightless واژههای انگلیسی با این معنی watching mine مين شناور در سطح آب birling مسابقه موازنه روي تير شناور در آب jelly-fish float شناور شدن در آب با دست و پاي دراز waft سبک کردن، در روي هوا يا آب شناور ساختن، پرش مرغ با يک تکان بال dan runner کشتي بويه گذار، کشتي رهاکننده علايم شناور در آب، کشتي تعيين مسير datum dan buoy علايم شناور دريايي عمقي، بويه عمقي، علايم عمقي تعيين مسير مين گذاري شده در afloat support پشتيباني لجستيکي در روي آب، پشتيباني، لجستيکي به طور شناور يا خارج از بندر float gauging اندازه گيري سرعت آب در انهار بوسيله، جسم شناور rod float تعيين سرعت آب در کانال به طريقه جسم، شناور