waft
معنی فارسی
سبک کردن ، در روي هوا يا آب شناور ساختن ،
پرش مرغ با يک تکان بال
معنی کامل و مثالها
/wäft, waft/vt., vi., n.
● (در هوا یا بر سطح آب) به حرکت در آوردن، (نرم و آرام از جای خود) بلند کردن یا شدن، وزیدن، وزاندن
the aroma of coffee wafted in
بوی مطبوع قهوه به داخل سرایت کرد.
the breeze wafted the clouds over the hills
نسیم، ابرها را بر فراز تپهها به حرکت در آورد.
● (مهجور- با تکان دست یا سر) علامت دادن
● وزش ملایم، نسیم، نرم باد، دمش
every waft of the dusty air made her cough
هر وزش هوای غبار آلود، او را به سرفه میانداخت.
● بو، رایحه، دم
a waft of perfume drifted in through the window
رایحهی عطر از پنجره به داخل میآمد.
● (برای خبر رسانی و غیره) تکان دست یا سر، حرکت موجی (دست یا سر)
● (نادر- کشتیرانی) مخابره با پرچم
تعریف انگلیسی
- be driven or carried along, as by the air “Sounds wafted into the room” “Verb Frames:” “Something is ----ing PP” “Somebody ----s PP”
- blow gently “A breeze wafted through the door” “Verb Frames:” “Something ----s” “Something is ----ing PP”
مترادفها
I. verb active
Bear (through a buoyant medium), convey, transport, carry, transmit.
II. verb neuter
(Rare.) Float, be wafted.