شهر نشین معنی انگلیسی townsman واژههای انگلیسی با این معنی urbanist شهر نشين، متمدن، وابسته بشهر نشيني. urbanistic شهر نشين، متمدن، وابسته بشهر نشيني. oppidan شهري، شهر نشين، شاگردي که درشبانه روزيهاي شهر زندگي مي کند urbanite کسيکه در شهر زندگي ميکند، شهر نشين. metropolis پايتخت، شهر عمده متران نشين، مرکز کار county town حاکم نشين استان، شهر مقر استاندار exurbanite حومه نشين، ساکن خارج شهر.